ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
6
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
در قاهره قضاوت مىكرد ، اشاره نمود و گفت : « اين ابو الحسن بن اسامه كه كاتب من است از ظاهر دارائى من ، و ابن البطائحى هم از باطن كارهاى من آگاه است . اين دو تن به خوبى مىتوانند اطلاعات لازم را از هر جهة در اختيار خليفه بگذارند . » آن دو نفر ، حرف امير الجيوش را تصديق كردند . پس از درگذشت امير الجيوش افضل ، بقدرى از اموالش به دربار خليفه منتقل شد كه حسابش را جز خداوند بزرگ هيچكس ديگر نمىداند . خليفه قريب چهل روز در خانهء او ماند . كاتبان نيز در حضورش بودند . و صورت اموال افضل را رسيدگى مىكردند . چارپايان شب و روز به حمل و نقل اموال اشتغال داشتند . در ميان اموال او جواهرات گرانبها و اشياء شگفتانگيز و كمياب كه در جاى ديگر نظائرش يافت نمىشد ، بسيار بود . فرزندان او نيز بازداشت شدند . امير الجيوش افضل ، پنجاه و هفت سال داشت و بعد از پدرش بيست و هشت سال مصدر كار بود . او در اواخر دورهء خلافت مستنصر به كار پرداخته و تمامى روزگار مستعلى و تا اين سال يعنى زمان فرمانروائى الآمر به احكام الله در مقام خود باقى مانده بود . اسماعيليان ازو متنفر بودند و اين تنفر نيز عللى داشت . از جمله اينكه به پيشواى آنان سخت مىگرفت ، از انجام امورى كه رعايتش نزد اسماعيليان واجب بود خوددارى مىكرد . همچنين از مبارزه با اهل سنت كه در معتقدات خود پافشارى مينمودند ، امتناع مىورزيد و ديگران را هم از مبارزه با آنان منع مىكرد . به مردم اجازه مىداد كه آزادانه معتقدات خود را بيان كنند و عقايد مخالف را بشنوند و به بحث پردازند . روى اين اصول ، تعداد بيگانگان در شهرهاى مصر افزايش يافته